به نام خدا

 

عید نوروز

 

عید امسال درساعت ۲نصفه شب بود وبعضی از مردم بیدار نماندند 

 

ما بعد از اینکه ساعت ۱۱شام خوردیم نشستیم پایه تلوزیون و‌برنامه‌ ی شبکه سه رو نگاه کردیم که تازمان عید ادامه داشت خودمونیم فیلم هاش خیلی خنک بود بعد از اینکه تلوزیون نوشدن سال رو اعلام کرد پدرم به من ۱۰۰۰۰تومان عیدی داد وبعد رهبر معظم انقلاب اسلامی در همهدی شبکه های تلوزیونی به طور ضبط شده سخنرانی خودشان را شروع کردند که واقعا سخنرانی خوبی بود وایشان در نهایت امسال را سال دولت ومردم همدلی وهم زبانی اعلام کردند. 

روز بعد من وپدر ومادرم به خانه ی مادر بزرگم که زیر خانه ی ماست یعنی در طبقه ی اول رفتیم در آن جا همه ی خانواده ی ما جمع بودند عمه و عمویم البته می خواستیم به خانه ی پدربزرگ مادری من هم برویم اما به کربلا سفر کرده بودند.

چندروز بعد ما به خاطر شهادت حضرت فاطمه در خانه ی مان جلسه داشتیم که امسال نسبت به سال های قبل کم تر آمده بودند برای همین ما غذا های اضافه را به یک یتیم خانه دادیم

در دوروز بعد ما خانه یمان جلسه ی قرآن داشتیم اما من به همراه خانواده ام به خانه ی عمویم رفتیم من خیلی نگران جلسه قرآن بودم اما بعد فهمیدم که به خاطر عید افراد کمی آمده اند

 من چندروز بعد به خانه ی عم ام آمدم ودر آن جا با ذختر عمه وپسر عمه ام بازی کردم وکلی به کن خوش گذشت 

این بود روز های عیدپمن

 

 

یک روز در عید ما پر مسافرت بودیم رفته بودیم به شمال

داشتیم از کناره یک روستا رد می شدیم که نا گهان چشم من به یک اسب خورد که داشت آزاد روی کوه می چرید

بعد من مثل آدم های قوی رفتم که به اسب دست قزنم از کوه رفتم بالا ناگهان اسب پایش را تکان داد و من از همان بالا به پایین رفتم پدر ومادرم هم آن پایین وقتی من رسیدم من را گرفتند ومن از این بابت بسیار شانس آوردم چون اگر که من رو نمی گرفتند من از دره ای که بعد از پدر ومادرم بود به پایین پرتاب میشدم

پس خیلی جو گیر نشوید

 

در سال سوم ابتدایی ما در روز عید داشتیم خودمان را برای رفتن به کربلا آماده می کردیم خلاصه ما ۹ روز بعد به کربلا رفتیم ما ابتدا به نجف رفتثم واز نجف سوغاتی خریدیم که بیشتر آن ها کاپشن بود ما بیشتر از این که به بازار بریم به حرم رفتیم و یکبار هم با پدرم در صحن که هیچ کس نبود خوابیدیم. بعد از آن جا به کربلا رفتیم و یادم می آید که خیلی از ‌بین الحرمین عکس گرفتیم چندروز در آن جا بودیم وبعد به مشهد بر‌گشتیم در فرود گاه خیلی ها منتظر مابودند و من بسیار خوش حال شدم