زندگي دربركه
زندگي در بركه
خا نوا ده اي بودند كه چند سال بود كه مي خا ستند در كناره بركه زندگي كنند.اما پسر آن ها دوست ندا شت كه در كناربركه زندگي كنند.يك روزكه او خاب بود او را بقل كردند ودر ما شين گذا شتندو وقتي به بركه رسيدند بچه از خاب بيدار شد وگفت )) اينجا كجاست و پدر مادرش گفتند )) بركه آن جا خيلي زيبا بودپسر تصميم گر فت به حرف ما در و پدرش گوش كند.